الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

390

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

عزتى را كه خداى بر ما پوشانده است از ما بگيرى ، و خود به خوبى مىدانى كه ميان ما و ايشان چه در گذشته و چه به تازگى چگونه بوده است و مىدانى كه خليفگان پيش از تو ايشان را كوچك و از خود دور مىداشتند و ما در اضطراب و تشويش رفتار تو با رضا بوديم تا آنكه خداوند اين مهم را كفايت فرمود . اكنون خدا را خدا را كه ما را بار ديگر به اندوهى كه از ما فاصله گرفته است نيندازى . راى و انديشهء خود را از ابن الرضا باز دار و اين ازدواج را با كسى ديگر از افراد خاندان خود كه براى اين كار شايسته باشد انجام بده . ( 1 ) مأمون به آنان گفت : اما آنچه ميان شما و خاندان ابو طالب است گناه و سبب آن بر شماست كه اگر نسبت به آن قوم انصاف دهيد ، از شما به خلافت سزاوارترند ، و اما آنچه كسان پيش از من انجام داده‌اند ، قطع پيوستگى خويشاوندى بوده است و من از اين كار به خدا پناه مىبرم و به خدا سوگند كه از رفتار خود نسبت به رضا و ولايتعهدى او پشيمان نيستم و من از او خواسته بودم خود به خلافت قيام كند و من آن را از خويش جدا كنم و او نپذيرفت و فرمان الهى سرنوشتى بود كه مقدر شده بود . اما ابو جعفر محمد بن على را از اين جهت برگزيدم كه در دانش بر همهء دانشمندان برترى دارد و با آنكه سن او اندك است بر همگان پيش است و در اين باره چيز شگفتى است و من اميدوارم كه براى مردم آنچه را كه من از او مىشناسم آشكار كند ، تا مردم بدانند كه رأى درست همان است كه من انديشيده‌ام . آنان به مأمون گفتند : در بارهء اين نوجوان بر فرض كه مورد پسند تو باشد ، كودكى است كه نه معرفتى دارد و نه فقه مىداند . بنا بر اين مهلت بده تا ادب و فرهنگ و فقه بياموزد و سپس هر چه مىخواهى انجام بده . ( 2 ) مأمون به آنان گفت : واى بر شما ! چه مىگوييد ؟ من به اين جوانمرد از شما آشناترم . دانش اين خاندان از جانب خداى متعال است و او به آنان الهام مىفرمايد و همواره نياكان او در علم دين و ادب از رعايايى كه هيچ گاه به حد كمال نمىرسند بىنياز بوده‌اند و اگر مىخواهيد ، ابو جعفر را بيازماييد تا براى شما آنچه را گفتم روشن سازد . آنان به مأمون گفتند : اى امير مؤمنان ! به آزمايش او براى خود و تو خرسنديم . اكنون ميان ما و او را رها كن تا ما كسى را بگماريم كه در حضور تو از او چيزى در مورد فقه و شريعت بپرسد . اگر پاسخ درست گفت ، اعتراضى در كار او نخواهد بود و استوارى انديشهء امير مؤمنان در بارهء او بر خاص و عام آشكار مىشود ،